
-یکشنبه 27 رجب
الان روبروی گنبد سبز پیامبر نشستم ،
دلم قرار ندارد ،هنوز نرفته دلم تنگ است ،
بین بقیع و حرم بوی بهشت می آید ،
صدای بال فرشتگان گوش را کر میکند
چگونه دل بکنم ؟
چگونه ؟
مدینه ! مسجد النبی ! تا ندیده بودمتان اینقدر آرزوی آمدن نداشتم اما حالا دلم همیشه برایتان تنگ است
حالا میفهمم چرا هرکه از مدینه میگوید اشک زودتر از کلام در چهره اش ظاهر میشود
برای رفتن دعای وداع میخوانند ، تاب وداع ندارم
ثانیه ها ! شمارا به خدا آرام بگذرید .بگذارید سلول سلول وجودم از اینجا پر شود
یا رسول الله !
یا حبیبی !
مرا رها مکن ...

-دوشنبه 6 شعبان
از طواف اومدم و روبروی کعبه نشستم
ساعت 3 نصفه شبه
امروز روز آخره
کعبه نگاه آدمو جذب میکنه
وقتی به جمعیت طواف کننده ها نگاه میکنم کلی حال میکنم، نمیشه بیانش کرد .فقط باید دید
این ساعتهای آخر بغض راه گلومو بسته
صبح میخوایم طواف وداع کنیم ...

*قرائت سوره فاتحه توسط امام جماعت مسجدالحرام
خدایا شکرت


