هوالعلیم

امروز از پنجره اتوبوس به ظاهر دیوانه ای را دیدم که کتاب در دست داشت و نگاهش را از آن بر نمیداشت ...
امروز دختری به ظاهر عاقل را دیدم که سوار بر بنزش بود و به داستان ِکتابخوانی آن مرد می خندید ...
امروز فکرم را خیلی مشغول کردند،کتاب ها و عاقل ها و دیوانه ها
باید ناب باشد لحظه ای که آرزوی دیوانگی کنی !
ای دیوانه ...
روزگارت را قدر بدان
خدا به همراهت ![]()
یا حق
