تبليغاتX
و باز هم زندگی ...

و باز هم زندگی ...

 

هوالحی  

در میان اینهمه شادی و لبخند ، اینهمه بوی اسفند وگل و شربت و شیرینی ، اینهمه چراغانی و تبریک، اینهمه ...، جای چیزی خالی است .جای کسی ... تا نباشد، تمام این" اینهمه " ها خود نیز میدانند که دروغی بیش نیستند ...باورشان چه سخت است ..

در میان اینهمه هیاهو تنها طلوع تو و آمدنت را میتوان صادقانه باور کرد ... اما تو سالهاست که آمده ای و هستی ...

پس قبل از طلب ظهورت ، دعا میکنم برای درک حضورت ....

عید بر شما مبارک  

 

یا صاحب الزمان ادرکنی

 

+ نوشته شده در  85/06/17ساعت 20:1  توسط   | 

 

 

 

سلام...

 

بدون هیچ حاشیه میرم سر اصل  مطلب

امروز روز تولد نسیم کویر  ، نیکا ی مهربونه

کسی که با ورودش به کویر  سر سبزی رو به ارمغان آورد  و دنیای این کویر بد جوری عوض کرد...

نمیدونم چطوری میشه از خوبی گفت   ولی باز من ساده  تنها به سادگی میتونم بگم  و جز این هم راهی ندارم

 

تولدت مبارک   ،  نسیم کویر  ،  مهربان نیکای عزیز

 

 

 

روزگارت  پر مهر   دلت شاد   و  با عزت  و پاینده باشی تا آسمان....

 

یا علی

ک.ک

 

 

چه خوش برقی به چشم شب درخشید

چراغم را فروغی تازه بخشید

 

مخوان ای جغد شب لالایی شوم

که پشت پرده بیدار است خورشید

 

((  سایه  ))

 

 

 

+ نوشته شده در  85/06/14ساعت 20:48  توسط   | 

 

دگرم هیچ مگو

من از این سحر سخن بیزارم...

بس است

دیگر هیچ تخفیفی به شب نمیدهم

بوی کهنه گی شب  بیماری است

 

آه از این ثانیه ها  ...

یک به یک در پی هم جاری اند    

با آوازی که دقایق را صدا میزند

سالها از ساعتها گذشت 

من و تو  دگر از هم دوریم

دگر از هم نخواهیم  شنید   نخواهیم فهمید   ...

و هنوز ثانیه ها  در پی هم  حیرانند

چه میدانند که من غمگینم ...  چه میدانند که من بیزارم

چه میدانند که دگر من ندارم تابی

 

رقص این عقربه ها  تکراری است   ...

 

وقتی بودی همه بودند                             

وقتی رفتی همه رفتند

این چه رازی است دگر     

 

وقتی رفتی همه رفتند   

 

دگرم هیچ نماند  هیچ نماند.....

 

دست میسایم  بر شیشهء جان   کاش سنگی برسد بر سر آن

من نخواهم اینچنین ماندن را

من تنها به کجا میرسم آخر  به کجا  

جای پای تو هنوز مونده براه

گوشهء عشق تو هنوز مونده به جا

 

نه چیزی مگو...دگر هیچ مگو

                                                   من از این  عشق به تنگ آمده ام......

 

 

ک.ک

۱۰/۶/۸۵

+ نوشته شده در  85/06/10ساعت 13:1  توسط   |